چهل و دومین سالمرگ فروغ فرخ زاد

.

درود بر همه ی عزیزان

به ویژه دوستداران فروغ بانو

.

باز هم بهمن ماه است

و به روز پرواز فروغ نزدیک می شویم

همچون سال های قبل

روز بیست و چهارم بهمن ماه

ساعت پانزده

در آرامگاه ظهیرالدوله خواهیم بود

.

نه مراسمی در کار است نه سخنرانی و برنامه ای

فقط و فقط

حضور خود جوش دوستداران شعر و ادب پارسی ست

که همواره به احترام هنرمندانشان گرد هم می آیند

.

به امید دیدار شما دوستان

.

مسئول انجمن بانو فروغ فرخ زاد

نرگس بابایی

.

.

 

 

/ 11 نظر / 50 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرشته اسکندری

سلام نرگس جان . خیلی خوشحالم که تو پیش بانو فروغ هستی حیف که من از بانو دورم . سلام من رو یه بانو برسون [گل] به امید روزی که بتونم بانو رو ببینم

داریو

می بینمت[گل]

تنها

جمع خیلی خوبی بود اگر این خانم حیات بخش فرصت میدادند معلوم هست این خانم کیه و از کجا پیداش شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟[کلافه]

خدا ازدواج کرد

اي داد سلام خوشحالم از اينكه دوباره بچه ها جمع شدن بر سر مزار فروغ... و خوشحال تر مي شدم اگر دوستان دوستانشون رو فراموش نمي كردن. سابقاً پي ام ي، آف ي، پيامكي، چيزي مي دادند و يادآور مي شدند. (خيلي خوبه آدم فراموشكاري خودش رو بندازه به گردن ديگران!) ولي چيزي به نظرم ميرسه سركار خانم بابايي كه قابل عرضه و اونهم اينكه اين خانم و آن آقا و چنين و چنان بسيار بوده هستند و خواهند بود. يا شما براي احقاق حق آزادي بچه هايي كه با زلاليت تمام مي آيند و ياد فروغ را گرامي مي دارند،لازم است كاري انجام بدهيد يا ندهيد (از نظر خودت ميگم) اگر لازمه پس غر زدن فايده اي نداره، بايد كاري كرد اگر هم لازم نيست كه همين داستان ادامه خواهد داشت... حالا خودت چطوري؟

امیر

از زحمات شما کمال تشکر را دارم

افسانه

سلام برتو ای غربت تنهایی[گل]

محمد تقي اقدام

با احترام به يادش تنها توانستم با كمك از قلمش چند سطري بنويسم.خوشحال ميشوم در وبلاگ نمايش داده شود. ----هميشه در ياد---- پری کوچک غمگینی دربوسه هاي پريشان دست باد ماند در بستر وان شعله رميده خورشيد در لرزشي شبانه و مستانه لرزيد تا سحر و از خنده هاي وحشي طوفان زندگي نا گاه دريك سحر از خواب زندگي پريد با اين همه كنايه به دنياي چند و چون از پشت ميله هاي سرد و تيره فردا با سنفوني *زنده باد رويا ها* دريك سحر پريد (بيهوده مي دويم به دنبالش) زيرا ((فروغ)) آن پري كوچك غمگين رفته است رفته است بي خبر (هر چند ره به ساحل فكرش نبرده ايم) اما او زنده است و آن همه * اشعارش* در اين جهان گيج مرفيني در اين جهان فلسفه و قانون در اين جهان لخت از احساس مرهم شود دمي چشمان خيس و خوني دقايق را شعري از دفتر (نان و بهشت )محمد تقي اقدام

زیبا

پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی است